داستان برند تمام شد !

برند سازی و معماری برند
معماری برند ساختار برندها در درون نهاد سازمان هاست. روشی است که در آن برندها درون پروتفولیوی شرکت به یکدیگر مرتبط و از یکدیگر منفک هستند. معماری باید معرف گروه های برندگذاری در درون سازمان باشد؛ چگونه برند و زیر برندهای شرکت به یکدیگر مرتبط و از یکدیگر پشتیبانی می کنند؛ چگونه زیربرندها هدف اصلی برند شرکت را منعکس می کنند.
توسعه برند
توسعه برند یک استراتژی بازاریابی است که در آن شرکت محصولی با یک تصویر خوب را که از نام برند بهره میبرد اما در طبقه محصولی متفاوتی است بازاریابی می کند. سازمان ها از این استراتژی برای افزایش و اهرم سازی ارزش ویژه برند استفاده می کنند. توسعه پذیری یک برند به این امر بستگی دارد که تا چه حد تداعیات مشتریان از ارزش ها و اهداف برند قوی است. در دهه 1990 در حدود 81 درصد از محصولات جدید با معرفی برندهای جدید از سیاست توسعه برند استفاده کردند. اگرچه مزایای قابل توجهی در استراتژی های توسعه برند وجود دارد، با این حال این استراتژی از ریسک تخریب تصویر برند در نزد مشتریان برخوردار است. تنها یک انتخاب نادرست و ضعیف می تواند ارزش ویژه برند شما را به کلی کاهش دهد.
نام گذاری محصول و انتخاب برند
تکنیکی است که در آن سازمان در خصوص انتخاب نام محصولات خود اندیشیده و براساس دستاوردهای تحقیقات بازار بهترین و مناسبترین نام را با هدف تاثیرگذاری بر مشتریان هدف خود انتخاب میکند. مفهوم نام گذاری محصول بسیار شبیه فرایند تصمیم گیری برای نام شرکت و سازمان است. نام گذاری بخش حیاتی فرآیند مدیریت برند است و دربرگیرنده کلیه فعالیت های بازاریابی است که تصویر برند – از جمله جایگاه سازی، طرح و نشان ، بسته بندی و سایر ویژگیهای محصول - را تحت تاثیر قرار می دهد. فرایند نام گذاری محصول ممکن است ماه ها به طول انجامد. برخی از گام های کلیدی این فرایند عبارتند از:
• مشخص کردن اهداف برندگذاری
• توسعه نام محصول
• ارزیابی نام ها ازطریق بررسی بازار هدف و گروه های کانون
• انتخاب نام نهایی محصول و درنهایت ثبت حقوق مالکیت برند

www.graphiciran.net
از کنار فروشگاه عرضه کننده لباسی رد میشدیم که آگهیهای 30 درصد تخفیف خود را بر شیشه چسبانده بود.. قیمت پوشاک این فروشگاه با لحاظ کردن تخفیف 30 درصدی هنوز هم فراتر از توان جیب بسیاری از ماست اما فروشگاه پر بود از آدمهایی که از این گوشه به آن گوشه در حرکت بودند و لباسها را زیر و رو میکردند.
آنها آمده بودند تا لباس "مارک" دار بخرند و این "برند" بود که آنها را بدانجا کشانده بود.طبیعی است که ما آدمها دوست داریم خانه بزرگتری داشته باشیم و خودرو بهتری سوار شویم. وقتی پیکان قراضه مان را که هر ماه، یک هفته را مهمان تعمیرگاه است، با قرض و بدهکاری تبدیل به پراید میکنیم، کار خلاف عرفی انجام نداده ایم. اما اگر درآمدمان فراوان باشد و بتوانیم بیش از صد میلیون تومان صرف خرید خودرو کنیم، همه خودروهای گرانتر از پنجاه، شصت میلیونی نیازمان را برآورده میکنند و امکانات مشابهی دارند. آن هنگام ملاک انتخاب ما چیست؟
بسیاری از گوشیهای تلفن همراه که امروز در بازار هستند، امکانات مشابهی را با قیمتهای متفاوتی عرضه میکنند. از آن میان چرا به سراغ گوشیهای خاصی میرویم؟ آیا عمر بیشتری دارند؟ چه تضمینی هست؟ اصلاً چه ضرورتی به دوام کالا هست وقتی هر روز امکان جدیدتر و تنوع بیشتری میآید و ما همراه با جریان مصرف زدگی گوشی را هم عوض خواهیم کرد؟ آیا چون زیباترند؟ ملاک زیبایی چیست و آیا آنچه را ما زیبا میپنداریم، دیگران هم زیبا میبینند؟
سوار شدن بر "مرسدس بنز"، به دست بستن ساعت "امگا"، پوشیدن کفش "آدیداس"، بر چشم زدن عینک "ورساچه"، بر تن کردن تی شرت "نایک"، غذا خوردن در رستوران "مک دونالد" و... فقط برای رسیدن به دوام بیشتر، کارآیی بهتر، زیبایی افزونتر و لذیذ بودن نیست. شاید بتوان با بهای ارزانتری از همین مواهب بهره مند شد اما بسیاری از ما برای خرید و استفاده از "برند" و "مارک" سر و دست میشکنیم.
شاید هرگز به این فکر نکنیم که یک شلوار "لی وایز" یک سال قابل پوشیدن است یا پنج سال و آیا واقعاً عینکهای "شانل" چشمان ما را در برابر اشعه زیان آور خورشید محافظت میکنند؟ مهم این است که اینها مارکی معتبرند!
حضور و تأثیر برندها آنقدر آشکار است که در بقالیها هنوز پس از سالها مشتریان هر دستمال کاغذی را "کلینکس" میخوانند، برای خرید پودر لباسشویی تقاضای "تاید" میکنند، برای خرید مایع ظرفشویی "ریکا" میخواهند، هر مایع سفیدکننده را "وایتکس" مینامند، به هر کیکی "تی تاپ" میگویند و "پفک" طلب میکنند حتی اگر از کارخانه "چی توز" باشد!
و گاه این وابستگی به "مارک" چنان فخری به همراه دارد که برای نمونه مشتریان پوشاک "هاکوپیان" شاید حاضر نباشند برای کت و شلوارهاکوپیان همان پول همیشگی را بدهند در صورتی که مارکش کنده شده باشد!
این همه را نوشتم تا به این پرسش برسم که سهم ایران در برندسازیهای بین المللی کجاست؟
چندی پیش در روزنامه ای خواندم که 100 برند برتر جهان، ارزشی بیش از 1100 میلیارد دلار (برابر با درآمد 66 کشور دنیا) به خود اختصاص داده اند و این نکته آزارم داد که سهم ایران در این عرصه "صفر" است!
ما ایرانیها نه تنها به برندسازی بین المللی کم توجهی کرده ایم، که به گمان من در پاسداشت داشتههای خود نیز کم کاری کرده ایم. آنچه از شهرت فرش دستباف، زعفران، پسته و خاویار ایران به همت و تلاش پیشینیان ما و با برندسازی سنتی آنان به ویژه در سده گذشته به امروز رسیده است، در اثر کم توجهی ما به پشتیبانی از آن، بی اعتنایی به تبلیغات مناسب، کم کاری در بسته بندی نوین و... در آستانه خطر است.آیا نباید ارزش برند را جدی بگیریم و بازیگری فعال در این عرصه باشیم؟از هم اکنون شروع کنیم.

10 اشتباه رایج در برند سازی و راههای جلوگیری از وقوع آنها
در مسیر برند سازی اغلب 10 اشتباه رایج صورت می گیرد که باید از وقوع آن ها جلوگیری کرد.1-تصور شما از برند نباید فقط یک لوگو و ترکیبی از خطوط یا رنگ های مختلف باشد.
برندها معمولا هر چیزی از قبیل ادراک و دریافت پیام برند از سوی مصرف کننده، نگاه کردن و احساس کردن پیام آن، توجه به مشتری، محیط های اینترنتی و شرایط فروش و زبان برقراری ارتباط را شامل میشوند.
2-بر روی ارزش برند خود تاثیر بگذارید.
در حالی که بررسی های غیر ضروری میتوانند صدمات جبران ناپذیری به درک پیام برند شما توسط مصرف کننده وارد کنند، وقتی برند سازی مجدد مشتریان قدیمی و ثابت را از شما میراند، دیگر ارزش سابق به برند شما باز نخواهد گشت. قبل از ورود به پروسه برند سازی نیازها و ذهنیات بازار هدف را در نظر بگیرید.
3-پس از بازسازی برند خود از اعتبار آن کم نکنید در غیر این صورت فقط به ظاهر توانستهاید نقاط ضعف آن را برطرف کنید.
فلسفه بازسازی یک برند باید برای دیگران نیز قابل باور باشد. این کار با استفاده از تجربه فعالیت در برند قبلی و شناسایی رفتار و دیدگاه مشتری انجام میشود. اقدام به انجام این کار همچنین باید شهرت و آوازه آن را در داخل کشور حفظ کند. اگر کارمندان یک برند خود به آن اعتقاد نداشته باشند، جامعه هدف نیز به آن ایمان نخواهند آورد.
4-رعایت اصول و مبانی برند سازی را پشت گوش نیندازید.
ناتوانی و بی انگیزگی مشتریان در صبر و انتظار تا زمانی نامعلوم ارزش تامین شرایط مناسب برای پیشرفت امور، توسعه تجهیزات برای رشد در بازار و راه اندازی وبسایت تبلیغاتی را از بین میبرد. ثبت فاکتورها و قراردادهای شما به روش غیر قانونی و نامفهوم، نشان از تجربه کم شما در زمینه تجارت دارد. وقتی به بازسازی برند خود میاندیشید نقطه نظرات تمام مشتریان را در ذهن داشته باشید.
5-این نکته را فراموش نکنید که مردم همیشه به آنچه میگویند عمل نمیکنند.
مادامی که به تعیین استراتژی های خود درباره بازسازی یک برند بر پایه تحقیقات گروهی میپردازید رعایت احتیاط و دوراندیشی را از یاد نبرید. فقط با حضور در محیط زندگی مصرف کننده و مشاهده و بررسی عکس العمل او ضمن استفاده از کالا و خدمات ارائه شده از سوی خود میتوانید حقیقت را دریابید. تحقیقات شخصی حتی اگر چندان هم کامل نباشند میتوانند شما را در رسیدن به یک راه حل درست راهنمایی کنند.
6-همفکری با مشاوران یا به شما قدرت بخشیده یا بر آشفتگیتان میافزاید.
این وظیفه یک رییس موفق است که در صورت لزوم هر چند وقت یک بار به بررسی امور بپردازد. با وجود برخورداری از اطلاعات فراوان درباره برند و فعالیت شرکت خود تحقیق درباره شرایط موجود چند بار در سال بسیار مفید خواهد بود.
7-از قبل برای سازگاری با شرایط برنامه ریزی نکنید.
این موضوع برای اعضای تیم بسیار وسوسه انگیز است که پس از معرفی نهایی یک برند بازسازی شده سود کلانی به جیب برده و آنجارا ترک کنند. انجام پروسه برندسازی و موفقیت در آن ممکن است نیازمند سازگاری با محیط همزمان با شکوفایی در کار باشد. برای حفظ هماهنگی میان اعضای گروه و مشاوران شرکت در طول فرآیند برند سازی باید زحمت انجام این کار را بپذیرید.
8-بازسازی یک برند را بدون تحقیق انجام ندهید.
در حال حاضر شرکت های زیادی مدعی گوش دادن به صدای مشتری هستند اما در جلسات تشکیل شده برای تصمیم گیری در خصوص استراتژی شرکت بسیاری از این امور نادیده گرفته میشوند. مشتری های جدید و دوراندیش باید در یافتن راهحلها در مرکز توجه قرار بگیرند. در ادامه، واکنش مثبت مصرف کننده نسبت به کیفیت کالا و خدمات ارائه شده از سوی شما، موفقیتتان را تایید خواهد کرد.
9-فرآیند بازسازی برند خود را بر پایه تبلیغات برنامه ریزی کنید.
برگزاری یک کمپین و یا دادن یک شعار تبلیغاتی نمیتواند جایگاه یک برند را برای همیشه تثبیت کند. استراتژی یک برند باید مسیر حرکت تبلیغات را به سوی پیشرفت هدایت کند. گاهی اوقات موثر ترین بازسازیها نیز هرگز از تبلیغات به روش سنتی استقبال نمیکنند.
10-فقط بر روی برند خود تمرکز نکنید.
فقط توجه به برند و شرکت خود میتواند فعالیت شما را محدود کند. ضمن انجام پروسه بازسازی یک برند به استراتژیهای موفق مدیران شرکت های رقیب در خصوص تجربه آنها از چگونگی رفتار مشتری و نحوه فروش کالا بیندیشید. تفکر درباره شیوه فعالیت شرکتهای غیر مرتبط را کنار گذاشته و دیگران را نیز تشویق به استفاده از این استراتژی کنید.
نگاهی به نقش برند سازی در کمک به صادرات ایران
وضعیت تجارت جهانی و شرایط پیش روی ایران
در جهان امروز،با پدیده تولید انبوه مواجهیم که موجب سوق دادن کشورها به صادرات اجباری شده است . بازار های داخلی کشورها، شاهد ورود انواع کالاهای صادراتی هستند که گاهی با مزایای بیشتری نسبت به محصولات وطنی، بازار را قبضه می کنند. دولت ها نیز، به دلیل وجود محدودیت های مالی، مجبور به حذف حمایت های گسترده از تولیدات داخلی شده اند وحتی برای تأمین نیازهای شان از طریق منابع ارزانتر، به تولیدات خارجی روی می آورند. واضح است که در چنین فضای رقابتی و پر تنش، آن دسته از بنگاه های اقتصادی که در پیله خود فرو رفته، و دل را به حاشیه امنیت خود خوش کرده اند،آمادگی رویاروئی با فشارها را نداشته و شانسی برای بقا نخواهند داشت. بازار ایران نیز، همانگونه که شاهد آن هستیم، در معرض این تحولات قرار گرفته و نوسانات جدیدی در ساختار آن پدید آمده است.
کارشناسان پیش بینی می کنند طی چند سال آینده تغییراتی در اقتصاد ایران به وقوع خواهد پیوست که به موجب آن محدودیت های وارد اتی بطور کامل حذف می شود و یارانه های پرداختی دولت بویژه در مورد صنایع،حذف یا به حد اقل می رسد، از سوی دیگر، همانند آنچه در سایر کشورهای تابع نظام تجارت جهانی رخ داده است، تولید کننده های خرد، برای جلوگیری از انحلال، مجبور به ادغام در یکدیگر و تشکیل گروه های کاری بزرگتر میشوند.
بعلاوه، همانگونه که در بسیاری کشورها، در عرصه تولید و تجارت، تقسیم کار بین المللی صورت گرفته است، ایران نیز، به سوی تمرکز بر تولیدات با مزیت های رقابتی پیش رفته، و مابقی ما یحتاج خود را ،از سایر کشورها وارد خواهد کرد. تمامی این تغییرات ، شرایط بازارهای داخلی و صادراتی ایران را پیچیده تر کرده و نیاز مبرم به آینده نگری و استراتژی های کلان بازار یابی را تشدید می نماید.
چرا بازار های صادراتی را ، از دست میدهیم؟
در این باره سخن بسیار بر زبان آمده و درد دل صادرکنندگان گویای مشکلات زیر ساختی و نگرش اشتباه به مقوله صادرات در کشور است. در اینجا بار دیگر، به گوشه ای از اشتباهات و مشکلاتی که موجب از دست رفتن بازارهای صادراتی شده است، اشاره میکنیم.
1- در ایران، صادرات تابعی از درآمد ارزی است و هر زمان کمبود درآمدهای ارزی نمود پیدا می کند ، سریعا به گزینه صادرات ، به عنوان یک راه حل موقت می پردازیم.
2- در کشورهای جهان سوم 68 درصد از مواردی که صادرات ، منجر به شکست می شود حاصل عدم اطلاع کافی از فرهنگ کشور هدف است، چرا که به تحقیقات کاربردی بازار هدف، بها داده نمی شود.
3- در ایران ، عدم هماهنگی بعضی نهادهای دولتی با یکدیگر،باعث تضعیف برخی صنایع و برخی برندها می شوند.
4- بحران مالی جهانی و کاهش قیمت نفت باعث می شود تقاضا برای محصولات نیمه لوکس ایرانی، کم شود.
5- -اعمال تحریم ها، مشکلات مختلفی را، در زمینه گشایش اعتبارات- مبادلات ارزی- تضمین سپاری و... بوجود آورده است. بعلاوه اعمال تحریم ها بر اجناس ایرانی، به دلیل نداشتن برند، خشک و تر را با هم می سوزاند
6- تصویری که از محصولات استراتژیک ایران، مثل خاویار و پسته و فرش و زعفران در بازار جهانی ایجاد شده، ناشی از برنامه های دقیق بازاریابی و برند سازی نبوده ، بلکه نتیجه تجربیات 100 ساله تجار سنتی است و در نتیجه، در مقابل حملات ، آسیب پذیرو شکننده است.
7- تجارت ایران، بی نام و نشان است و تجارت بی نام و نشان در دنیای امروز پذیرفته شده نیست.
8- بیشتر بنگاه های تولیدی و صادراتی کوچک، موفق به ساختن برند ها ی موفق نمی شوند و این عدم موفقیت، عموما ناشی از این واقعیت است که ، لازمه ایجاد برند، استفاده از نظام استاندارد اطلاعاتی مثل کد، لوگو، نام تجاری، مشخصات از پیش تعیین شده و ... و همچنین تبعیت از قواعد تجاری رایج در کشورهای پیشرفته می باشد. ولی بیشتر بنگاه های کوچک، این قابلیت ها را ندارند. بعلاوه، دو رکن اساسی برند سازی، هزینه کردن برای تبلیغات و تحقیقات بازار است که بنگاه های کوچک غالباً توان آنرا ندارند و به دید هزینه سربار و زاید به آنها می نگرند.
محدودیت هایی که در نتیجه نداشتن برند صادراتی، متحمل می شویم.
امروزه جایگاه برند سازی، مثل جایگاه فناوری اطلاعات در 15 سال پیش است و همانگونه که فناوری اطلاعات، با سرمایه گذاری فراوان رشد کرد و در حال حاضر، حرف اول را در زیر ساختهای اقتصادی می زند، برندسازی نیز، فرایند تازه ایست که در آینده ای بسیار نزدیک ، به نتیجه مطلوب خواهد رسید، اما در شروع کار، سرمایه گذاری فراوانی را می طلبد. برخی از محدودیت های که بواسطه عدم برند سازی صحیح متحمل می شویم عبارتند از:
1- بسیاری از مشتریان خوب، اصلا ما را نمی بینند، چون امروزه مشتری های درست و حسابی، دوست ندارند جنس بدون برند بخرند.
2- بخش مهمی از کانالهای توزیع جهانی، تمایل به همکاری با کالاهای بدون برند ما ندارند، چرا که با عرصه کالاهای بدون برند، تصویر آنها نزد مشتری هایشان، آسیب می بیند.
3- در هنگام صادرات کالاهای بدون برند،اگر یک محموله از کالایی دچار مشکلی باشد
( آلودگی، عدم تطبیق با استانداردها،...)، این عیب به کل صادرات ایران از آن کالا تعمیم داده می شود.
4- با اعمال تحریم های جهانی بر علیه ایران، کل بازار ایران به عنوان بازار بدون ثبات معرفی میشود و ما، برند معتبر و مشهوری نداریم که بتواند خود را از این قافله جدا کند.
5- مفهوم برند، باعث ایجاد رقابت بین صادرکنندگان ورشد و ارتقاء بنگاه های اقتصادی می شود و نبودن آن، انگیزه را از صادر کننده می گیرد.
6- اگر برند های معتبری داشتیم ، توان مقاومت بیشتری در بازار داشتیم، زیرا بازار مربوط به یک برند معتبر و قوی، حتی در حضور رقبای قوی، پایدار می ماند.
7- در بازارهای صادراتی فعلی، به دلیل نداشتن برندهای معتبر ایرانی ، خلاءی ایجاد شده که رقبا از آن سود میبرند و با صادرات مجدد کالاهای ایرانی، با برند های شناخته شده، هم سود کلانی بدست آورده و هم بازار ها را از دست ما خارج می نمایند.
باید ها و نباید های برند سازی برای بنگاه های صادراتی در نگاه کلان
1- باید نگاه بلند مدت در فعالیت های تجاری داشته باشیم
2- باید تفکر بازارگرا، به جای تفکر تولید گرا، حکم فرما شود
3- باید نگرش سرمایه ای نسبت به برند، بجای نگرش هزینه ای حکم فرما شود
4- باید برای موفقیت در برند سازی صادراتی، زیر ساختهای آن یعنی تولید انبوه، با کیفیت بالا و قیمت رقابتی فراهم گردد.
5- نباید در عصر تجارت جهانی، اصرار به خود کفایی در همه زیر بخش ها داشته باشیم، بلکه باید بر زمینه هایی که در آن صاحب مزیت نسبی و رقابتی هستیم تمرکز کنیم.
6- باید بخش خصوصی نکات زیر راقویا مد نظر قرار دهد:
فراگیری فنون و مهارتهای مذکرات تجاری- مجهز شدن به علم بازاریابی نوین وابزار شناخت فرهنگ های مختلف در بازارهای هدف- تلاش در جهت جلب اعتماد طرف خارجی با حفظ کیفیت و تحویل به موقع – حرفه ای عمل کردن، چون جهان امروز، محل حرفه ای حرف زدن، حرفه ای فکر کردن و حرفه ای عمل کردن است.

شبکه طراحان گرافیک ایران
عضو انیستیو هنر گرافیک آمریکا AIGA
عضو سازمان جهانی مجامع بین المللی گرافیک icograda
www.graphiciran.net
send your feadback to mail@graphiciran.net




سایت تخصصی شرکت های تبلیغاتی ایران